شیء معمولی وقتی از کار روزانهاش جدا میشود، شروع به حرفزدن میکند. یک صندلی خالی ممکن است همزمان جای غیبت، انتظار و استراحت باشد.
عکاسی از اشیا برای من تمرین نگاهکردن به زمان است. خراشها، لکهها و چینخوردگیها چیزی از گذشته را نگه میدارند، بیآنکه داستان کاملی تحویل بدهند.
شاید راز یک شیء دقیقاً همین باشد: چیزی را نشان میدهد و باقی را به تخیل ما واگذار میکند.
«هر راهِ تازه، اول شبیه اشتباه به نظر میرسد.»
